حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
219
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
فصل پنجم سامانيان ( 279 - 389 ) ابتداى امر سامانيان سامانيان منسوبند به سامان كه نام قريهاى بوده است از آباديهاى نزديك سمرقند و ايشان كه در اصل زردشتى و از امراى محلى ايرانى بودهاند در اين قريه به ارث امارت ميكردهاند و به همين جهت هريك از ايشان را سامان خداه يعنى بزرگ و صاحب قريهء سامان ميخواندند . بگفتهء اكثر مورّخين سامانيان از فرزندان بهرام چوبينه سردار معروف هرمز چهارم و خسرو پرويزند ليكن اين انتساب هم مانند ساير نسبهائى كه در قرون سوّم و چهارم هجرى براى امرا و متنفّذين ايران نقل ميكردهاند محلّ تأمل است . بقول مشهور كه بافسانه بيشتر نزديك است تا بحقيقت سامان خداه جدّ امراى سامانى ابتدا بشغل ساربانى سر ميكرده و پس از مدّتى بر اثر همّت بلند و بالاطلبى به اين شغل سر فرود نياورده و مانند يعقوب ليث بعيّارى و راهزنى افتاده و پس از جمع يارانى چند بر شهر قديم چاچ ( شاش ) در محل تاشكند حاليّه مستولى شده و بامارت آنجا رسيده است . امر مسلّم اينكه يكى از اين سامان خدايان در ايّام حكومت اسد بن عبد الله قسرى بر خراسان ( در عصر هشام بن عبد الملك ) قبول اسلام كرد و پسر خود را بنام